ورود به سايت
   متن کامل خبر
انسان، حیوانی که از موهبت شعور برخوردار است

تاریخ ایجاد 1387 يکشنبه 20 مرداد
 تعدادمشاهده  1375 بازگشت

در ابتدای خلقت در طبیعت و در میان دیگر جانداران زندگی میکرد. با گذشت زمان و رشد تمدن بشری، دوری انسانها از طبیعت و نیازهای فطریشان تبعات بسیار ناگواری را بدنبال داشته است. براستی هیچگاه به تفاوت نیازمندیهای ما با انسانهای نخستین اندیشیده اید؟ انسان اولیه در دامان طبیعت و کوه و دشت زندگی میکرد و نیازهای خود را از دو طریق عمده شکار و کشاورزی رفع مینمود. فرزندان او بدون دغدغه خاطر تا سن بلوغ رشد میکردند و بمرور وارد عرصه زندگی میشدند اما بشر امروزی در دنیای صنعتی با نیازهای گسترده ای که برای خود ایجاد کرده است باعث فشارهای عصبی و روانی برای خود و اطرافیان گردیده است. نگرانی از آینده از همان اوان کودکی شروع میشود. والدین با صرف هزینه های گزاف کودک را برای آموزش به مهد کودک، پیش دبستانی، مدرسه، راهنمائی و دبیرستان و . . . . می فرستند و بدنبال آن زندگی اجتماعی با قوانین پیچیده و گسترده خود آغاز میشود. حجم بالای اطلاعات مورد نیاز برای ادامه زندگی باعث شده است تا وجود ابزارهای پیشرفته اطلاع رسانی و ذخیره اطلاعات نیز نتواند این نیاز را بطور کامل برآورده سازد. در گذشته اگر گفته میشد هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد امروزه میبایست کتابی را یافت که ارزش یکبار خواندن داشته باشد. انسانها از محیط زیست طبیعی خود دور شده و مجبور به زندگی در محیطی با انواع آلودگی های هوا، صوت و حتی بصری شده اند. در این شرایط لازم است تمهیدات کافی برای ادامه زندگی با کیفیت مطلوب اندیشیده شود. در غیر اینصورت زندگی به زنده بودن و تلاش برای معاش و آنهم آکنده از التهاب و نگرانی و تشویش تبدیل خواهد شد. جامعه شناسان و اندیشمندان غربی با شناخت این نیاز دست به اقدامات گسترده ای زده و تلاش زیادی برای ارضای نیاز معنوی انسانها در کنار قبول یک جامعه صنعتی نموده اند. این جنبش نزدیک به یک قرن است که ادامه یافته و در قالب سیاست های ملی و NGO ها ادامه یافته است. حفظ محیط زیست و توسعه مواهب آن از بارزترین این اقدامات است که منافع عمومی و انسانی وسیعی را بدنبال داشته است. در جائی خوانده بودم که بسیاری از مردم آمریکا ماشین هایشان را دوست خود می دانند و با آنها حرف می زنند. آنها در واقع میل دوست داشتن را در دست ساخته های خود جست وجو می کنند. در این میان حیوانات بعنوان موجوداتی که از نظر آفرینش نزدیکترین آفریده ها به ما انسانها هستند میتوانند نقش اساسی و مهمی را ایفا نمایند. در دنیای غرب از این موهبت الهی کمال استفاده بعمل آمده است. نگهداری از حیوانات ضمن ایجاد یک سرگرمی سالم و مفرح، باعث تلطیف روحیات و احساسات شده و مهربانی را گسترش میدهد و این یک نیاز مبرم برای جوامع صنعتی و در حال رشد مانند جامعه ما می باشد. به دلیل اعتقادات مذهبی و بر مبنای نجس بودن بعضی از حیوانات، نگهداری از آنها در جامعه ما رواج نیافته است. این موضوع حتی در مورد حیواناتی که پاک هم تلقی شده اند وجود دارد. با توجه به پیشرفت های گسترده در مورد بهداشت حیوانات و بررسی های بیماری زائی آنها بجاست متولیان این حوزه نسبت به بازنگری این موضوع اقدامی سریع داشته باشند. بعنوان مثال همستر که حیوانی کوچک و شبیه موش است ناقل هیچگونه بیماری به انسان نیست و از تمیزی بسیار بالائی برخوردار است در حالیکه اغلب مردم آنرا با موش اشتباه گرفته و بعنوان حیوانی نجس به آن می نگرند. در مورد پرندگان وضعیت تا حدی بهتر است اگرچه خرید و فروش آنها بصورتی سنتی و اغلب در شرایط غیر بهداشتی انجام می گیرد. حیوانات برای شفا مانند بعضی از غذاها که اثر شفادهنده و درمان‌کننده دارند ‌تماس داشتن با بسیاری از جانوران و حیوانات نیز می‌تواند تاثیر خوبی را به دنبال داشته باشد و این موضوع ارتباطی با طبیعت‌پرستی ندارد. حیوانات بخشنده‌اند و به سرعت فراموش می‌کنند. شاید خداوند حضور آنها را به ما بخشیده است تا عشق بدون شرط را درک و تجربه کنیم. علاوه بر همه آنچه که درباره عشق نوشته شده است میلیون‌ها انسان وجود دارند که تا به حال عبارت "دوستت دارم" را به کار نبرده‌اند. میلیون‌ها انسان دیگر وجود دارند که هرگز این عبارت پرانرژی را نشنیده‌اند و خیلی بیشترند کسانی که هرگز عشق را حس نکرده‌اند. دکتر دین اورنیش در کتاب عشق و بقا می گوید بقای ما به قدرت شفادهی عشق، صمیمیت و روابطمان بستگی دارد. قدرت شفادهی عشق، به عشق میان انسان‌ها محدود نمی‌شود. امروزه دانشمندان در تحقیقات خود و بررسی روابط بین حیوانات هم به این نتایج رسیده‌اند. نمونه‌های بسیاری از توانمندی حیوانات در تاثیرات درمانی و شفادهی و روابط عاطفی که با بسیاری از انسانها برقرار می‌کنند مشاهده شده است. لاری دوسی از یک مطالعه که در دانشگاه دوک انجام شده نمونه مستندی را ارائه می‌دهد. پسر جوانی به نام هوف در خانه‌اش تعدادی کبوتر را نگهداری می‌کرد. او به پای هر پرنده یک نشانه به صورت یک شماره وصل می‌کرد تا بتواند آنها را تشخیص دهد. روزی یک کبوتر زخمی را در باغ پیدا کرد. به کبوتر کمک کرد و تا زمانی که خوب شد از او نگهداری نمود. زمستان آن سال هوف به شدت بیمار شد و برای عمل جراحی به بیمارستانی در دویست مایل دورتر رفت. یک شب بسیار سرد و برفی او صدای آرامی را از پشت پنجره اتاقش در بیمارستان شنید. وقتی که پرستار پنجره را باز کرد یک کبوتر به درون اتاق پرید و روی سینه هوف نشست. پس از بررسی پای کبوتر هوف نشانه خودش را دید. یکی از همان کبوترهای خانگی بود. به نظر بسیار بعید می‌رسید که کبوتر این همه راه را پرواز کرده باشد اما به هرحال او جایی رفته بود که دوستش به عشق و درمان نیاز داشت. حیوانات خانگی و طول عمر بیشتر دکتر مایکل روزین معتقد است کسانی که از حیوانات و پرندگان خانگی نگهداری می‌کنند جوانتر از هم سن و سالان خود باقی می‌مانند. او در کتابی با همین عنوان به این نتیجه رسیده است که در مورد حمله قلبی آنها که از حیوانات خانگی نگهداری می‌کرده‌اند 49 درصد جان سالم بدر برده اند اما از بین آنهایی که هیچ حیوانی را در خانه نداشته‌اند تنها 27 درصد زنده مانده‌اند. اگر گیاه یا حیوان به صورت متناسب و هماهنگ انتخاب شوند انتظار چنین تاثیراتی بیشتر است. در بیشتر موارد دوستداران حیوانات معتقدند که حضور حیوانات در زندگی آنها تاثیرات عمیق و ژرفی داشته است. شاید یکی از دلایل طول عمر و سلامت بیشتر روستاییان مربوط به ارتباط بیشتر آنان با حیوانات باشد. آیا می‌توان گفت که خداوند حضور حیوانات کوچک خانگی را به ما عطا کرده تا معنی عشق بدون شرط را بفهمیم؟ می‌توانیم حیواناتمان را سرزنش و تنبیه کرده و آنها را زمانی که مطابق میل ما رفتار نمی‌کنند، در جایی حبس کنیم. اما زمانی که به سوی آنها برمی‌گردیم تنها چند دقیقه طول می‌کشد تا آنها دوباره صورت خود را به پاهایمان بمالند و مشتاقانه گوشه‌های لباس ما را بکشند و بازی کنند. شاید آنها برای این در زندگی ما هستند تا نوع خاصی از دوست داشتن را تجربه کنیم، دوست داشتنی که در مقیاس روابط پر از شرط و شروط بسیاری از انسانها نمی‌گنجد.اگر می‌توانستیم مانند آنها ببخشیم و دوست بداریم، با همان خلوص و با همان سرعت، چه مردمان سالم و خوشبختی بودیم. قدرت شفادهی حیوانات لیم هونگ آن به شدت افسرده بود. مردی حدودا چهل ساله و مبتلا به شیزوفرنی. دکتر ماهادیوان، رییس بیمارستانی که او به مدت طولانی در آنجا بستری بود، تصمیم گرفت تا بیماران را به دیدن مزرعه پرورش اسب که در همسایگی بیمارستان بود، ببرد و از فضای آنجا لذت ببرند. لیم، ابتدا هیچ تمایلی برای ترک شبانه‌روزی نداشت، اما سرانجام شروع کرد به قدم زدن در بین مزرعه، آب دادن به اسب‌ها و گاهی مراقبت‌های بسیار ساده از بعضی از آنها. بعد از مدتی ارتباط دوجانبه‌ای بین او و اسب‌ها برقرار شد. این دوستی و رفت و آمد به میان اسب‌ها، او را برای ارتباط با مردم آماده کرد و لیم برای اولین بار با کارمندان شبانه‌روزی صحبت کرد و پس از مدت کوتاهی با کمک دکتر ماهادیوان توانست شغل ساده‌ای پیدا کند. دکتر ماهادیوان میگوید. طبیعت، درمانگاه و دانشگاه بسیاری از الگوهای پویای کیهانی و کدهای تعلیمی آسمان، در جانداران نقشه بسته است و با نگاهی عمیق به آنها می‌توان آنها را استخراج نمود. "برگرفته از مقدمه کتاب تاثیر حیوانات بر سرنوشت ما". طی 50 سال گذشته، دانشمندان در سراسر جهان نوعی درمان براساس همنشینی با حیوانات را بنا نهاده‌اند. در دانشگاه کمبریج در انگلستان، محققان کشف کرده‌اند که اغلب کسانی که به مدت حداقل یک ماه حیوانی خانگی را در خانه خود نگهداری می‌کرده‌اند دردهای مزمنشان به طور محسوس و مشخصی کاهش یافته است. موسسه تحقیقاتی پزشکی بیکر در ملبورن استرالیا در یک بررسی نشان داده است که از بین 6000 بیمار مورد مطالعه، آنهایی که حیوان خانگی نگهداری می‌کرده‌اند، فشار خون کمتر، کلسترول کمتر و حمله قلبی کمتری داشته‌اند. محققان آمریکایی هم به این نتیجه رسیده‌اند آنهایی که پرندگان را نگهداری می‌کنند و دچار حمله قلبی می‌شوند، اغلب به مدت طولانی‌تری بعد از حمله قلبی زنده می‌مانند. رییس بخش روانشناسی بیمارستان توکیو معتقد است که حیوانات می‌توانند برای از بین بردن حس تنهایی به ما کمک کنند. آنها با ایجاد یک رابطه حسی که عمدتا براساس نیاز طبیعی آنهاست، ما راتشویق به ایجاد یک رابطه متقابل می‌کنند. زمانی که زلزله ویرانگر کوبه در سال 1955 همه شهر را ویران کرد بسیاری از مردم در سالن‌های عمومی اسکان داده شده بودند. با وجود آنکه طبق قانون، حضور حیوانات در مراکز عمومی ممنوع بود مسئولین این اجازه را به مردم دادند تا حیوانات خود را به اماکن اسکان موقت ببرند. به دنبال اتخاذ این تصمیم، تجربه بسیار موفقی به دست آمد. دکتر جین کاتو رییس انجمن بیمارستان‌های دامپزشکی ژاپن می‌گوید: مردمی که حیوانات خود را به همراه داشتند به وضوح شادتر بوده و بسیار بهتر با بحران مقابله کردند. جسم انسان انرژی یا امواجی از خود ساطع می‌کند که دارای بسامدی به خصوص است. اکثر نقایص ارتعاشی زمانی رخ می‌دهد که امواج ناهماهنگ با امواج ما، احاطه‌مان کنند که در این صورت حیوانات خانگی می‌توانند مانند فیلتری عمل کرده و با تصفیه امواج پیرامون ما زندگی سالم‌تری را برایمان به ارمغان بیاورند. شاید به همین دلیل است که در زمان‌های قدیم که فاصله بین انسان و طبیعت کمتر بود بیماریها هم کمتر از انواع امروزی بود. امروزه هم با توجه به تحقیقات و تجارب متعدد، نمی‌توان تاثیر حیوانات را بر زندگی انسان انکار نمود. این تاثیرات به خصوص در جوامعی که روابط انسانی تضعیف شده است (مانند جوامع غربی) نقش موثرتری دارد و در واقع ابزاری برای تجربه و یادآوری روابط دوستانه و به دور از معامله‌گری است. می توان دل نگران سلامت معنوی انسان بود و به اهمیت معنوی طبیعت توجه نکرد.